loading...

هــــــــــــدف

داستان,داستان کوتاه,دو پرنده خیالی,پرنده,خیال,توهم,داستانک

یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود. آن قدیم ها که هنوز مدرسه اختراع نشده بود، مردم بچه هایشان را می فرستادند که بروند در مکتب درس بخوانند. در همان قدیم ها یک میرزای مکتب داری بود که توی ولایت غربت مکتب داشت و بچه ها را درس می داد.

 

 

طنز – دو قلوهاي افسانه اي در ايران

 

 

یک روز یک پدر و مادری آمدند اسم دخترشان را توی مکتب نوشتند.همان روز یک پدر و مادر دیگری هم آمدند و اسم پسرشان را در مکتب نوشتند. وقتی مکتب خانه باز شد و بچه ها آمدند و نشستند،از قضای روزگار چشم پسر و دختر به هم افتاد و یک دل نه صد دل عاشق هم شدند( بنده نگارنده که چندین نوبت در دانشکده زانوی تلمّذ بر زمین زده، یا به عبارت امروزی تر،نشیمنگاه تلمّذ بر نیمکت و صندلی نشانده، در همین جا پیشدستی کرده و هر گونه شباهت میان این دختر و پسربا هر دختر و پسر دیگر را تصادفی و اتفاقی اعلام می نماید.رونوشت به مسئول محترم داداگاه مطبوعات،جهت درج در پرونده احتمالی!)

باری، این دختر و پسر، هر روز در مکتب می نشستند و زُل می زدند توی چشم همدیگر و مثل فیلم های هندی، آه های جانسوز می کشیدند.میرزای مکتب دار دید اینطور نمی شود درس داد.این شد که مکتب را دو شیفته کرد.گفت پسر ها صبح ها بیایند و دختر ها بعد از ظهر .اما بشنو از پسر که وقتی ظهر درسش تمام می شد ، می رفت می ایستاد توی کوچه، پشت پنجره مکتب خانه و زُل می زد به دختر و هِی از ته دل آه جانسوز می کشید. دختر هم از توی مکتب به پسر نگاه می کرد و آه جانسوز می کشید.

میرزای مکتب دار که دید با این روش هم کاری از پیش نمی رود، تصمیم گرفت دختر و پسر را بنشاند کنار هم، ببیند دردشان چیست. باری، یک روز که کلاس تعطیل شد، گفت دختر و پسر فوق الذکر بمانند. بعد رو کرد به آن دو و گفت: «یک ماه است که شما دو نفر مرا از کار و زندگی انداخته اید. یا همین حالا بگویید چه مرگتان است یا می گویم پدر و مادرتان بیایند و تکلیفتان را روشن کنند.»

پسر آهی از ته دل کشید و گفت: «ای جناب میرزا، کدام پدر و مادر؟ آنها که شما دیدی، پدر خوانده و مادر خوانده ما بودند.پدر و مادر اصلی ما به دست امپراتریس اسیرند.ای جناب میرزا،بدان و آگاه باش که ما دونفر”جولز” و “جولی” دوقلو های افسانه ای هستیم که اگر دستمان به دست هم بخورد،کارها می کنیم کارستان.»

میرزا با تعجب گفت:«اِاِاِاِ… شما دوقلو های افسانه ای هستید؟ من کارتون شما ها را دیده ام…»( توضیح نگارنده: ما از اینجا نتیجه می گیریم که این جناب میرزا دروغگو بوده است! چرا که در آن دوره هنوز تلویزیون وجود نداشته.)

باری، میرزای مکتب دار که این حرف را شنید، قدری پول و قدری غذا برای توی راه ( ظن نگارنده:پنج هزار تومان به اضافه ی دو پرس چلو کباب کوبیده) به آنها داد و راهی شان کرد که هر چه زود تر بروند پیش پدر و مادر اصلی شان. پسر و دختر هم که الکی این دروغ ها را سر هم کرده بودند، راه افتادند رفتند در ولایت جابلقا و آن جا با هم عروسی کردند.

ما از این داستان نتیجه می گیریم که دختر و پسر خیلی ناقلا بوده اند!

قصه ما به سر رسید، غلاغه به خونش نرسید.

از کتاب غلاغه به خونش نرسید. ابولفضل زرویی نصرآباد

نظرات (0) تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1391 زمان : 22:02 بازدید : 564 نویسنده : کلاغ سفید

اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک می‌خرم.
بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده.
بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره.
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه،
حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.
و مهم‌تر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده.

نظرات (0) تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1391 زمان : 15:40 بازدید : 3143 نویسنده : کلاغ سفید

 

زندگي اي داشتيم که به گفتن نمي آيد. دو تن بوديم، همچون دو روح، دو پرنده خيالي، بال در بال هم، در بهشت آرزوهاي جواني.

با هم بوديم.

روزهاي آخر مي گفت: «من از همه چيز بريده ام. از خداوند بخواه مهر تو را هم از دلم بردارد تا هر چه زودتر رها شوم.»

و يک شب من بريدن او را حس کردم.

نگاه سردش را که ديدم، تنم لرزيد؛ با خودم گفتم: «نکنه آخرين شب باشه!»

وقتي سر جنازه اش رسيدم، خم شدن و نگاهي به پاهايم انداختم. مي خواستم مطمئن شوم آيا هنوز پايي براي رفتن باقي مانده است؟ با هم بوديم، اما يکي رفت و ديگري ماند.

نظرات (0) تاریخ : شنبه 26 فروردین 1391 زمان : 20:04 بازدید : 790 نویسنده : کلاغ سفید

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
  • نرم افزار

  • شیمی - صنایع شیمیایی - مهندسی شیمی

  • متفرقه

  • فیلمهای آموزشی

  • تولید مواد شیمیایی

  • معرفی جامع عناصر جدول تناوبی

  • مدل لباس

  • مهندسی کشاورزی

  • رشته سرامیک

  • مهندسی برق

  • کامپیوتر

  • مهندسی صنایع

  • اندروید

  • فیلم ایرانی

  • فیلم خارجی

  • ویندوز

  • سوال و راهنمای تصحیح امتحانات هماهنگ

  • قالب

  • متالوژی

  • ای او اس

  • لینک دوستان
  • سایت علمی و تفریحی چهل سی چهل
  • دانلود رایگان نمونه سوالات امتحانی بصورت word
  • ذاکرین رضوی
  • سایت دنیای شیمی
  • مرجع دانلود کتاب
  • ترک خود ارضایی .:. روش های موثر .:.
  • پیام نور سه
  • تکنومکانیک
  • رمز شارژ رایگان
  • خرید شارژ با 50% تخفیف
  • دانلود فیلم و سریال |آریا مووی
  • آپدیت آفلاین آنتی ویروس
  • دانلود و آپدیت آنتی ویروس
  • مـــادر
  • بهترین سایت دانلود
  • بیا تو بلاگ
  • خانه ی مهندسان شیمی ایران
  • دپارتمان تخصصی مهندسی شیمی
  • سایت تخصصی پینگ پنگ
  • مهندسی نفت یاسوج
  • مهندسی شیمی
  • به روزترين وب مهندسي شيمي
  • فیلم ها/دانلود جدیدترین فیلم ها /بازی ها
  • سايت علوم تجربي گلپايگان
  • سایت رسول شامحمدی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود جزوه های دبیرستان و دانشگاه
  • کارشناسی ارشد جنگلداری
  • مهندسی شیمی-مولتی مدیای آموزشی مهندسی شی
  • مهندسي صنايع غذايي
  • اس ام اس - pm20
  • صنایع رباتیک آراد شعبه رشت
  • اشغال دونی ذهن یک آشق
  • سفارش شعر
  • دنیای فناوری و کامپیوتر
  • دانلود سریال جدید
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 788
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 7531
  • آی پی امروز : 309
  • آی پی دیروز : 317
  • بازدید امروز : 4,406
  • باردید دیروز : 2,170
  • گوگل امروز : 8
  • گوگل دیروز : 19
  • بازدید هفته : 4,406
  • بازدید ماه : 26,103
  • بازدید سال : 163,123
  • بازدید کلی : 4,465,064
  • کدهای اختصاصی
    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت
    وبلاگ-کد جستجوی گوگل
    کد تبادل بنر: لطفاً کد بنر خود را در نظرات قرار دهید.

    هـــــــــــــــــــــــدف

    وبلاگ-کد لوگو و بنر